آخر تو را چه شد که چنین خوار گشتهای؟
#1
January 31, 3:07 pm
آخر تو را چه شد که چنین خوار گشتهای؟
آخر تو را چه شد که چنین خوار گشتهای؟
این شعر خطاب به آقای خامنه ای و به اعتراض به اعدام های اخیر سروده شده است.
آخر تو را چه شد؟
که بالهای مهر
یا وزنِ قاصدک
یا بازیِ حباب
در چشم آفتاب
شادت نمیکند؟
با من بگو، بگو
این سایهی کدام
پندار بیخود است
کز بوتههای خشم
این آشیانه را
با آتشِ جنون
ویرانه میکند
*********
هرگز شنیدهای؟
اندیشهی مرصع دردانههای نور
همخوابهی غمینِ درازای شب شود؟
*********
هرگز تو دیده ای؟
گفتار آرمیده بر زانوانِ عشق
پروانهی کلام، نجوای عشقِ رام، حتی، سفیر غم
در مسلخ شبانهی دشنام
پرپر کند به خشم؟
*********
کردار مهر را، هرگز تو خواندهای؟
یا آنکه دیدهای؟
مزدای پاکزاد
با نفرت و غرور
از بهر مارها
(نو رستگانِ گُرده ی جهل و جنون و ترس)
سفره به خون گشاید و افطار خون کند؟
هرگز ندیدهای ...
آخر تو را چه شد که چنین خوار گشتهای؟
All times are GMT -5. The time now is 7:33 pm.


